*۱۴۴*I LOVE U#

شگفت انگیز دوستت دارم!

.

.

.

این روزا ریاضیم خیلی ضعیف شده

نمیدونم چرا

ولی دیگه نمی تونم آدم حسابت کنم !

.

.

.

به یارو میگن امتحان رانندگی قبول شدی ؟

میگه معلوم نیست ماشینو زدم تو دیوار ، سروان رفته تو کما

منتظرم برگرده ببینم چی میشه !

.

.

.

سفارش یارو به فرزندش :

برو مسجد هم نمازت رو بخون هم کفشاتو عوض کن !

پسر: عزیزم امروز میای خونه ما باهم درس بخونیم؟

دختر: نمی‌شه، باید درس بخونم !

.

.

.

یه راه خوب برای فراموش کردن اونیکه دوستش داری

ولی به هر دلیلی باید فراموشش کنی

سراغ داری !؟!؟

.

.

.

مشتری: این کت چنده؟

فروشنده: ۱۰۰ هزار تومان

مشتری: وای! اون یکی چنده؟

فروشنده: وای وای!!

.

.

.

یارو یه نفر رو تو خیابون دید و پرسید:

شما علی پسر ممدآقا پاسبان نیستی که توی کرج

سر کوچه چراغی مأمور بود؟

پسر گفت: چرا!؟ یارو گفت: ببخشید! پس حتما عوضی گرفتم !

.

.

.

دخترها تو زندگی شون جز شوهر چیزی نمی خوان

ولی به شوهر که رسیدن همه چی می خوان !!

.

.

.

بعضی‌‌ها علاوه بر”کودک درون” یک عدد “کرم درون” هم دارن

که بعضی‌ وقتا “بعضی‌کار ها” رو میکنه که نباید بکنه ….!!

.

.

.

پدر به دختر :

دخترم این موقع شب تو بالکن چیکار میکنی ؟؟

دختر : دارم ماهو میبینم بابایی !

پدر : پس بی زحمت به ماهت بگو ماشینشو خاموش کنه ، صداش نمیذاره بخوابیم!

.

.

.

زنه شوهرشو میبره دکتر

دکتر به زنه میگه: خانم، نباید هیچ استرسی به شوهرتون وارد بشه

باید خوب غذا بخوره، هرچی که میخواد براش  فراهم بشه

و برای ۱ سال هیچ بحث و دعوایی سر هیچ موضوعی

حتی سر طلا و سکه و ماشین و خونه هم نباید با هم داشته باشن.

تو راه برگشت مرده میپرسه: خانم دکتر چی گفت؟

زنه میگه : هیچی، گفت تو هیچ شانسی برای زنده موندن نداری!

.

.

.

مکالمه دو پسر :

پسر اول: چقدر خپل شدی مرتیکه …

شبیه خرسای قطبی شدی الاغ….

کمتر بخور ، از صبح تا شب مثل گاو آت و آشغال میخوری

معلومه انقدر دایره میشی دیگه …

پسر دوم : خفه شو عوضی. حرف تو زر مفت هم نیست

( محکم تر شدن دوستی بین دو پسر و تموم شدن مکالمه با خنده )

مکالمه دو دختر :

دختر اول: خوشگلم یه مقدار تپل شدی ولی بهت میاد عزیزم …

دختر دوم: تو هم دماغت بعد عمل یه ذره زیادی کوچیک شده ولی بازم خوشگلی نانازم

( از فردای روز مکالمه هیچ رابطه ای بین دو دختر مشاهده نشده )